گفت و گو با دکتر علیرضا عابدین، روانشناس اجتماعی درخصوص قتل بابک خرمدین

ما در جامعه‌ای زندگی میکنیم، که دو اصل باید درباره آن در نظر بگیریم، یکی مساله تظاهر و دیگری خشونت. در جامعه‌ای زندگی میکنیم که سالهاست اعضای آن به تظاهر تشویق می‌شوند، شاید از نظر مذهبی، عرف و سنت قابل قبول باشد که ما وقتی درگیر یکسری رفتارهای نامتعارف و نامطلوب در جامعه میشویم، سعی نکنیم، آنها را برجسته کنیم. آنچه بیشتر در این جامعه به مردم اسیب زده، تظاهر به پارسا بودن و تظاهر به این است که ما رفتارهای مناسبی داریم. واقعیت امر این است که جامعه متظاهر ما اینگونه خود را نشان میدهد. از طرف دیگر ما در جامعه‌ای زندگی میکنیم، که بچه‌های این جامعه، بچه‌های خانواده‌های این جامعه در یک رابطه‌ی نابهنجاری با خانواده خود قرار گرفتند. به این صورت که والدین، به خصوص پدران این خانواده های ایرانی، از طریق مستبدانه سعی کردند فرزندپروری کنند یا به اصطلاح فرزندپروری میکنند. این رفتار دیکتاتورمآبانه در کل قشرهای مختلف جامعه نیز موج میزند. ما اصولا یک جامعه استبدادزا هستیم و این در ده‌ها و شاید صدها سال در ایران مستقر بوده. ترکیب تظاهر به پارسایی، خشونت فراوان و مستبد حکم کردن در جامعه و خانواده باعث شده که ما یک جامعه بسیار عصبانی ولی متظاهر داشته باشیم. وقتی بچه‌ها و اعضای خانواده و به طور کلی جامعه در سطح وسیعتری با مادر و به خصوص پدران جایی قرار بگیرند که نتوانند حرف بزنند، احساس کنند و واقعی باشند، مجبورند تظاهر کنند به مطیع بودن، پیامدهایی در سطح جامعه و در سطح خانواده دارد. در سالهای اخیر ما نتیجه این نوع حکومت و این نوع فرزندپروری را در جامعه شاهد هستیم